به صدای خودت گوش میدی مامان؟!
🧚♀️🤰🤱
☘️
این نقاشی زمانی کشیده شد که "نور" پسر کوچیکم هنوز به دنیا نیومده بود و حتی انتظار اومدنش رو هم نداشتیم و حالا که نگاهش میکنم میبینم که چقدر این نقاشی و این صحنه واقعیه!
حالا که واقعا توی این موقعیت هستم و از نزدیک لمسش میکنم با تمام وجود میفهمم که مادر توی عکس چه احساسی داره!
وقتی مادر میشی مسلما بخش زیادی از وقتت صرف فرزندپروری و کارهای مربوط به اون میشه و برای خیلی از کارها و تفریحاتی که قبلا انجام میدادی و یا برای انجام اون برنامه ریزی کرده بودی فرصتی نداری. اگر قبلا کلی فعالیت و ارتباط توی جامعه داشتی، ورزش میکردی، به تفریح و دوستات میرسیدی، ناگهان بعد از بچه دار شدن باید همه اینها رو حداقل برای مدتی کنار بزاری و به فرزندت رسیدگی کنی. تازه اگر فقط یک فرزند داشته باشی و بعد از اون بچه های دیگه ای توی راه نباشن. و این مساله شاید از نظر خیلی از مامانها فراموش کردن و بوسیدن و کنار گذاشتن آرزوهاشون باشه.
با وجود اینکه گاهی خیلی سخت و غیرعملی بنظر میرسه اما ما مامانا نباید خودمون و آرزوهامون رو فراموش کنیم. هیچ آدمی بدون امید و برنامه برای آیندش نمیتونه زندگی هدفمند و شادی داشته باشه و من اطمینان دارم که این خود ما هستیم که راه رو روی خیلی از علایق و آرزوهامون میبندیم نه شرایط و وجود مسئولیت. این خودمون هستیم که جایی تسلیم میشیم و باور میکنیم که باید نقشه هامون رو برای آینده فراموش کنیم. و این بزرگترین اشتباهیه که یک آدم میتونه بکنه!
حالا به من بگو، به صدای خودت گوش میدی مامان؟!
به صدای خودت گوش میدی مامان؟!


به صدای خودت گوش میدی مامان؟! 
